مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
872
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1188 ] فصل [ دوازدهم ] : اندر سلس البول « 1 » وى ، آن است كه بول به غير اراده بيرون آيد . و آن بر چند قسم است : قسم اول : آنكه مثانه يا عضله كه محيط اوست مسترخى شود به واسطهء فرط برودت و رطوبت . و علامت او سپيدى بول است و عدم حرقت و جملهء علامات سوء مزاج بارد پيدا بودن . و اين قسم در اكثر [ در ] آخر بيمارىهاى سرد و تر عارض شود . علاج : ادويهء گرم قابض ، چون كندر و سعد خولنجان و مانند آن هرچه مسخن مثانه و مجفف رطوبات سفلى بود با چيزهاى بارد قابض مجفف چون جفت بلوط و حب الاس و گلنار و مانند آن مركب ساخته بدهند . و مسك و جندبيدستر به روغنهاى گرم يار [ يعنى مخلوط ] كرده بر مثانه بمالند . و بهترين چيزها ، خوردن اطريفل صغير و كبير است ؛ خاصه اگر ادويهء اطريفل را به روغن گاو چرب سازند و بريان نمايند و شاه بلوط و مصطكى و سعد و هليلهء سياه با قند سفوف ساخته خوردن نفع دارد . و گوشت روباه بريان نموده اين علت را و درد پشت را به خاصيت فايدهمند گفتهاند . قسم دوم : آنكه فقرات كه در برابر مثانه است زوال گيرد به خارج يا داخل به وقوع ضربه يا سقطه . و بايد دانست كه آنچه در وى زوال فقار به سوى خارج بود ، از دو حال بيرون نباشد : يكى ، آنكه به انقطاع رباطهاى مثانه انجامد . و علامت او نتو و بلند شدن فقار است . علاجش : ممتنع [ است ] ؛ زيرا كه رباط گسسته مرتبط نمىگردد . دوم ، آنكه رباطها بر حال باشد و گسسته نشود اما به سبب تمدد رباطها كه لازمهء زوال فقار است ، متاذى گردد عضله [ يى ] كه عاصر مثانه است . علاج او : ردّ فقار است . و گاه باشد كه زوال فقار موجب عسر البول گردد . و آنچه در
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Enuresis ; incontinence of urine .